![]() |
![]() |
|
| هنوز در سفرم |
|
همه چيز از نبودن ِ تو حکايت ميکند
به جز دلم... که همچون دانه اي در تاريکي خاک در انتظار بهار مي تپد... تو بر ميگردي ، ميدانم... ******************************* هر ثانيه که ميگذرد چيزي از تو را با خود ميبرد زمان غارتگر غريبي است همه چيز را بي اجازه ميبرد و تنها يک چيز را هميشه فراموش ميکند... حس ِ دوست داشتن ِ تو را..... ******************************************* تو را دوست دارم و عشق تو جادوست... چونان همه معجزه هاي عالم ، که از کودکي در انتظارش بودم... ببين چگونه هستي ام را معنا بخشيده است... و مرا با هيبت ِ مرگ آشتي داده است... با عشق ِ تو حتي مرگ ِ من نيز معنايي دارد... و تو يک روز معناي آن را خواهي فهميد....
(سنت اگزو پري) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 1:35 توسط هیچ کس |
|
|
سه زن بعد از زندان زنان....
۱.مريم بوباني ۲.نيکي کريمي ۳.پگاه آهنگراني.... قصه سه زن... قصه سه نسل... قصه سه عشق.... از عيد فطر در سينماهاي : عصر جديد ، ايران ، آزادي ، اريکه ايرانيان ، جوان ، آستارا ، مرکزي ، ملت و....
رضا کيانيان٬ آتيلا پسياني٬ بابک حميديان ، صابر ابر ، مهران رجبي ، شاهرخ فروتنيان ، ستاره پسياني ، نازنين احمدي... فيلمي از منيژه حکمت... حالا که صدا و سيما فرصت ديدن آنونس اين فيلم رو از همه گرفته به خاطر عنوان و پوستر سه زن.... و بعد از ۲ سال توقيف ِ بي دليل... حالا پيشنهاد شما چيه...؟؟؟؟ بايد اين فيلم رو ديد...به هر قيمتي.... نه؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 12:43 توسط هیچ کس |
|
|
گاهي وقتها خيلي نياز دارم که دلم و رو حم و زندگيمو يه تکون اساسي بدم و خيلي از زباله هارو از توش پاک کنم...
خاطراتي که پر از گرد و خاک و نفرت شده و حتي ياد آوريش اذيتم ميکنه...وقتي يادم ميافته که چه اشتباهي کردم و اين وسط هم باعث شدم خيلي ها برداشت اشتباهي از من داشته باشن..کساني که منو نميشناختن و در کنار شکل گيري اون خاطرات تو زندگي من اومدن... حالا اون خاطرات پوسيد و کهنه شد و رفت.. من که خودمو ميشناسم که همون موقع هم ميدونستم دارم اشتباه ميکنم اما اون آ دما باورشون نميشه که من ديگه اون نباشم..فکر ميکنن من عوض شدم...نه من همونم.. اون اتفاقات و کارها منو اشتباهي نشون دادن... حالا هم وقتشه..وقت پاک کردن آخرين بخش اين اشتباه و اين خاطره... بايد از آرشيو موضوعي وبلاگم هم پاک بشه..همون طوري که از آرشيو ذهنم و دلم براي هميشه پاک شده... بخش شاهزاده در اين وبلاگ براي هميشه پاک شد... و حالا چقدر راحت و سبکم...و همين طور وبلاگم، داره نفس ميکشه انگار يه چيزي توش سنگيني ميکرد يه چيز اضافه که به اينجا تعلق نداره... من انسان زيباي ديگري هستم...پس دستنوشته هاي من هم بايد زيبا و ديگر گونه باشه... |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 16:34 توسط هیچ کس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من هنوزم سبز می اندیشم....
|
| آرشیو موضوعی |
|
غربت نویسی شعرهایم برای تو من |
|
RSS
|