تبليغاتX
کوچ
هنوز در سفرم
جورج اورول در سال ۱۹۴۹ مخوف شهری را توصیف کرد در سال ۱۹۸۴ که بی شباهت به ایران امروز ما نیست متاسفانه....نوشتن هر آنچه در این مخوف شهر به تصویر کشیده می شود دشوار است اگر این کتاب به دستتان رسید بخوانید...

"اگر امیدی بر جا مانده باشد امید به طبقه کارگر و زحمتکش است  در واقع اگر امیدی بود میبایست امید به کارگران باشد زیرا فقط آنجا در میان آن توده فراموش شده آن ۸۵ درصد از جمعیت اقیانوسیا ( از جمله مناطق خیالی) می شد نیرویی را یافت که یک روز بتواند حزب را سرنگون کند حزب هرگز از درون آسیبی نمی پذیرد.دشمنان حزب اگر واقعا وجود داشتند نه راهی برای شناسایی یکدیگر داشتند و نه امکانی برای گرد هم آمدن...قیام، حالت نگاه یک چشم بود یا تغییری در لحن کلام و خیلی که پیش میرفتی گاهی یک زمزمه پنهانی .اما اگر میشد طبقه کارگر را از قدرت خویش آگاه کرد دیگر نیازی به توطئه و دسیسه نبود کافی بود که آنها برخیزند بایستند و خود را تکان دهند درست مثل اسبی که تن خویش را از حشرات مزاحم میتکاند آن ها اگر اراده می کردند می توانستند همین فردا صبح حزب را از هم بپاشند و بی تردید دیر یا زود باید به فکر این جنبش می افتادند اما هنوز....

آن ها تا زمانی که آگاه نشوند قیام نخواهند کرد و آنها هرگز آگاه نخواهند شد مگر به دنبال یک قیام...

آزادی این است که بتوانی ادعا کنی دو به اضافه دو مساوی است با چهار .اگر این آزادی موجود باشد آزادی های دیگر به دنبال آن خواهد آمد.."

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 19:1  توسط هیچ کس | 
من مسلمانم

قبله ام یک گل سرخ

جانمازم چشمه، مهرم نور

دشت سجاده من....       و امروز بعد از ۲۶ سال....

من وضو با تپش پنجره ها گرفتم...

در نمازم جریان داشت ماه جریان داشت طیف....

سنگ از پشت نمازم پیدا بود...همه ذرات نمازم متبلور شده بود...

و من این نمازم را وقتی خواندم که اذانش را باد گفته بود سر گلدسته سرو....

من نمازم را پی تکبیره الاحرام علف ها خواندم ....

پی قد قامت موج....

و چه موجی بود ...از علف ها سبزتر....از شقایق ها سرخ تر و از داغدیده گان غضب آلود تر...

موج ما ، کعبه اش بر لب آب است، کعبه اش زیر اقاقی ها ست...

و موج ما میرود مثل نسیم ، می رود باغ به باغ ،میرود شهر به شهر...

 

با اجازه از سهراب که اگر بود....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 20:10  توسط هیچ کس | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من هنوزم سبز می اندیشم....

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
مهر 1385
شهریور 1385
تیر 1385
آرشیو موضوعی
غربت نویسی
شعرهایم برای تو
من
پیوندها
بوسه ی قدیمی
کولی
مینا اکبری
سها
راز شمع
منیرو روانی پور
سوسو
شادی بیضایی
همایون شجریان
مهرداد فلاح
زن نوشت
آیدا در آینه
علف هرزه
بهاره
گریز
میترا گراف
رضا قاسمی
شاملو
پارمیس
متولد خرداد
بابونه
نیما
رقاصه
من
مرگ رنگ
بابک برزویه
در همین حوالی
با خانمان
ابلیس در آینه
خدايي تازه مي خواهم
رضایا
بچه های آدم و حوا
یاسین نمکچیان
تادانه
یوسف علیخانی
خطوط خسته موازي
هزار راه
هيچ كس
زن سی ساله
مادران عزادار
روز نو
بانوی اردیبهشت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM