تبليغاتX
کوچ
هنوز در سفرم

نامه اعضای تیم خرداد سبز به مهران مدیری

به ما برگرديد اگر از ماييد

 

نویسندگان یک وبلاگ حامی موسوی نامه‌ای را برای مهران مدیری نوشته و از وی خواسته‌اند در شرایطی که مردم عزادار شهدای جنبش سبزند، برای صدا و سیمای ضد ملی برنامه‌ی طنز نسازد. متن این نامه را در ادامه می‌خوانید:


آقای مدیری

امروز در خبرها و از زبان قائم مقام صدا و سیما خواندیم که قرار است سریالتان را برای پاییز و پخش در صدا و سیما بسازید .

 به واقع تعجب کردیم از شما که همیشه سعی داشتید درد مردم را در سریال‌هایتان به گونه‌ای روایت کنید.

 شما را چه شده است؟

حالا که مردم از صدا و سیما رویگردان‌اند، باز هم قصد دارید سریال طنز بسازید؟

 برای کدام مردم؟

 می‌خواهید کدام لب را بخندانید ؟

 می‌خواهید کدامین دل را شاد کنید؟

 می‌خواهید مردمی را بخندانید که در غم از دست دادن شهیدانشان به سوگ نشسته‌اند ؟

می‌خواهید پدران و مادرانی را بخندانید که از غم از دست دادن فرزندانشان در این بیداد حتی توان گریستن ندارند؟

 می‌خواهید برای رسانه‌ای سریال طنز بسازید که خون زن مصری را از خون ندا و نداها رنگین‌تر دانست ؟

سعی در بازگرداندن اقبال به چنین رسانه ضد ملی دارید ؟ چرا؟



آقای مدیری


مردم ایران که ما هم جزئی از دریایشان هستیم،

 اکنون رخشان بنی‌اعتمادها را و معتمدآریاها را و پرستویی‌ها را عاشقانه دوست می‌دارند.

می‌دانید چرا ؟

چون در کنار مردم ایستادند، چون همراه مردم به سوگ نشستند.

 مگر شما نگفتید به ایرانی بودنتان افتخار می‌کنید ؟

کجاست آن خون ایرانی؟

در حالی که شما در حال مقدمه‌چینی ساخت سریال طنزتان هستید، پسران و دختران این سرزمین را می‌کشند.

 پسران و دخترانی را که هم سن و سال فرزندان شما هستند،

 به محبس می‌برند، به آنها تجاوز می‌کنند و بعد نعش سوخته‌شان را به پدر و مادرشان تحویل می‌دهند.

 آیا ندیدید؟

ندیدید بدن نحیف دختر27 ساله را بر خاک یا سهراب را و محمد را و مسعود را و ... ؟

 ندیدید یا خود را به ندیدن می‌زنید؟

 کدام طنز؟

 کدام خنده؟

 کدام شوق برای لبخند؟

 یک بار در دوران اصلاحات تحصن نمایندگان مجلس را در اعتراض به ردصلاحیت‌ها به تمسخر گرفتید.

 مردم شما را بخشیدند،

 چون در سریال‌های بعدی‌تان از دردشان سخن گفتید .

اما این بار آقای مدیری کمی فرق دارد.

 این بار اگر بخواهید برای رسانه‌ای طنز بسازید که مردم را تنها گذاشت و آنها را منافق و بیگانه خواند،

 شما را نخواهند بخشید.

آقای مدیری در دوراهی بزرگ برای ماندنی شدن یا رفتنی شدن خود از قلب مردم ایستاده‌اید.

طنز شما مردم سوگوار ایران را خندان نخواهد کرد و تنها کسانی که مشتاقانه به طنز شما خواهند خندید،

 بازجویان اوین و قاتلان جوانان ایران‌زمین و کودتاچیان دولت خواهند بود .


به ما برگردید، اگر از مایید.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 19:34  توسط هیچ کس | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من هنوزم سبز می اندیشم....

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
مهر 1385
شهریور 1385
تیر 1385
آرشیو موضوعی
غربت نویسی
شعرهایم برای تو
من
پیوندها
بوسه ی قدیمی
کولی
مینا اکبری
سها
راز شمع
منیرو روانی پور
سوسو
شادی بیضایی
همایون شجریان
مهرداد فلاح
زن نوشت
آیدا در آینه
علف هرزه
بهاره
گریز
میترا گراف
رضا قاسمی
شاملو
پارمیس
متولد خرداد
بابونه
نیما
رقاصه
من
مرگ رنگ
بابک برزویه
در همین حوالی
با خانمان
ابلیس در آینه
خدايي تازه مي خواهم
رضایا
بچه های آدم و حوا
یاسین نمکچیان
تادانه
یوسف علیخانی
خطوط خسته موازي
هزار راه
هيچ كس
زن سی ساله
مادران عزادار
روز نو
بانوی اردیبهشت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM