![]() |
![]() |
|
| هنوز در سفرم |
|
روزي كه سياوش شاملو فرزند زنده ياد احمد شاملو بزرگ مرد شعر ايران، بي رحمانه به منزل پدرش حمله كرد و تنها يادگارهاي او را كه همسر شاملو آيداي مهربان با عشق و انگيزه به ياد او نگه داشته بود و با آنها احمدش را زنده مي ديد به مزايده گذاشت،نمي دانست كه دست تقدير و اجل انقدر زود انتقام دلِ شكسته آيدا را از او مي گيرد و اين چنين سرنوشت غم انگيزي را برايش رقم ميزند. مرگ....چيزي كه پدرش هرگز از آن نهراسيده بود و براي كوبيدن درش "در آستانه" مانده بود و از "دياري كه دوست نمي داشتش به خاطر نامردمانش.."ساده كوچ كرد و همه خاطراتش را براي عشق يگانه اش " آيدا، درخت و خنجر و خاطره "به جا گذاشت.. اما فرزند اين اسطوره سنگدلانه به يادگارهاي او هجوم برد و چگونه توانست بازمانده هاي اين چنين پدري را بين مردم به فروش بگذارد، صندلي او را..چوب سيگارش را...خانه اش را...و شايد بعدها حتي شعرهايش را.. و در نهايت همه را خود صاحب شود و نه تنها مردم را از موزه شدن خانه او محروم كرد بلكه آيدا را نيز در تنهايي اش رنجاند.. و اين چنين است رسم سراي درشت...حالا او از دنيا رفت..يا بزرگ مرد شعر ايران مي بخشدش و آسوده مي خوابد..يا تا هميشه با عذابي اليم دست و پنجه نرم خواهد كرد.. در هر دو صورت او نام بزرگي را يدك مي كشيد و با اينكه ذره اي از منش و بزرگواري احمد شاملو را نداشت اما پسرش بود و حتما براي او عزيز.. روحش شاد... مراسم تشيع پيكر سياوش شاملو روز چهار شنبه ساعت 9 صبح از مقابل منزل وي واقع در ميرداماد ، نفت شمالي ، كوچه يكم ،پلاك10 برگزار خواهد شد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 12:58 توسط هیچ کس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من هنوزم سبز می اندیشم....
|
| آرشیو موضوعی |
|
غربت نویسی شعرهایم برای تو من |
|
RSS
|